السيد علي الحسيني الميلاني

161

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

به خداوند متعال بگويد : خداوندا ! كسى را براى من نگذاشته بودى كه از او ياد بگيرم . امّا قرآن كريم مىفرمايد : « لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » ؛ « 1 » تا پس از اين رسولان ، حجّتى براى مردم بر خداوند باقى نماند . بنابراين بيان ، هر بشرى كه در اين عالم به جايى نرسد و در آن عالم روسياه باشد خودش مقصّر است ؛ چرا كه مطلب از ناحيهء خداوند متعال ، انبيا و اوصياى انبيا تمام است . نكات ارزنده پس از توضيح مطلب از حيث كبروى مفروغ عنه ، مىگوييم : خلفاء خدا و حجّت‌هاى الاهى بعد از انبيا ، ائمّه اطهار از اهل بيت رسول اللَّه و خاتم النبيين صلى اللَّه عليه وآله هستند ، و اينك تذكر چند نكته ضرورى است : نكتهء يكم . وقتى ائمّه عليهم السلام اين شأن را از ناحيهء خداوند متعال دارا شدند ناگزير بايد معصوم باشند ؛ چرا كه غير معصوم نمىتواند حجّت باشد . آيا غير معصومى كه خود خطا مىكند يا احتمال اشتباه مىدهد ، مىتواند دليل و راهنما به سوى كمال بشر باشد ؟ ! از اين رو براى رسيدن به كمال ، تمسّك كردن و استدلال نمودن به سخنان غير معصومان و آن‌ها را واسطه قرار دادن و از آن‌ها كمك گرفتن باطل است ، مگر غير معصومى كه از معصوم اخذ كرده و در مكتب معصوم تربيت شده باشد . نكتهء دوم . ائمّه اين شأن را دارند و در هر حالى كه باشند داراى اين شأن هستند ؛ چه در رأس حكومت قرار بگيرند يا نه ، زيرا شرط « خليفه » و « حجّت » بودن بسط يد

--> ( 1 ) . سوره نساء ( 4 ) : آيه 165